صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/۱٢/۱٦

Female!

 

 

یه لگد میزنه،یه لگد خیلی محکم که برق از کله ام میپره،با درد بیدار میشم،دردی شیرین!دستم رو آروم روی شکمم میذارم،صدای نفسهاش رو حس میکنم،بذار همه بهم بخندن ولی حالا این منم که دارم با نفسای اون نفس میکشم ،خوشحالم که پسره،خوب دیگه بعد از این دوتا پسر دارم که باید بزرگ کنم تازه اون باباهه از این لوس تره،با دستم آروم آروم پسرم رو نوازش میکنم،خوب عزیزک مادر اگه تو دختر بودی از همون لحظه های اول سخت جونی رو یاد میگرفتی،به ظاهر اسم جنس لطیف رو بهت میدادن و به جاش کوهی رو روی شونه های ظریفت میذاشتن ،دلبندم اگه دختر بودی همه چی دنیا نوبت که به تو میشد وارونه میشد،شادی کردن برای تو سبکی میشد،عاشقی گناهی نابخشودنی میشد که حتی در پیش معشوقت هم اون رو باید انکار میکردی،لذت بردن اصلاً حق تو نبود،اگه دختر بودی از کوچکی با درد دست و پنجه نرم میکردی،دردای جسمی و روحی چرا که روحت حساسیت بیشتری داشت و چیزای رو تو خودش ذخیره میکرد که فقط باید زن باشی تا بفهمی این دردا یعنی چه؟خون جزء جدا ناپذیرزندگیت میشد، اگه دختر بودی همه میخواستن به تو درس صبور بودن رو یاد بدهند،بهت میگفتن نخواه،آرام باش،از کودکی باید سرویس دادن رو یاد میگرفتی به خواهر بزرگتر ،برادر بزرگتر،مادر ،پدر و آخر هم شوهر ولی اگه تو هم حقی میخواستی اسمش رو غر غر میذاشتن،اگه دختر بوی یه روزی میفهمیدی که حتی اگه یه مردی خیلی هم عاشقت باشه بعد سالها زندگی باش هنوز ماشین آخرین مدلش رو  از تو بیشتر دوست داره،اگه دختر زیبائی بودی همه فقط میخواستن صورت زیبات رو ببیند و کسی فکر زیبات رو نمیدید،اگر هم زیبا نبودی باید نگران میبودی که تو را نخواهند دید که همه دنبال عروسکند ،اگه دختر بودی زود بزرگ میشدی و زود رنج کشیدن رو یاد میگرفتی،اگه دختر بودی به خاطر نداشتن زور بازو به خاطر جنسیتت با هوای تاریک باید هراسی با خودت تا آخر عمر حمل میکردی،اگه دختر بودی و در بهترین وضعیت هم بودی باز باید میدیدی که همجنسات چه تحقیرها و توهین ها و بیعدالتی های رو میبینند و تو فقط باید از درون ذره ذره مثل شمع آب شی ،اما آسوده برای خودت لگد بزن عزیز ِِ دل مادر که پسری،که حق لگد زدن داری،حق خندیدن بی جرم،عاشقی بی بازجوئی،عزیزم میتونی با کوچکترین دردی فریاد بزنی و مادر هم بغلت کنه و نوازشت کن چون مامان میدونه که تحمل درد برای تو سخته ، عزیزم تو خیلی چیزا رو هیچوقت نخواهی فهمید ،چرا که طبیعت اینگونه تو را آسوده آفرید،هرچند که زن بودن لذتهای خودش رو داره و تو محرومی،همون محبت هستی مطلق در وجود زن جاریه ،آفرینش رو زن میفهمه ،اینا یعنی وجهی از خدا بودن در زنه،عزیزم آغوش من چه مادر چه همسر چه معشوق چه خواهر همیشه پناه دهندهء تو است،سرشت من با آرامش تو آرامش میگیره و من با لبخند تو شاد و خرسند میشم،و من تا ابد خواهم سرود آیا شانه ای برای خستگی های من هم هست؟

 

8 مارس روز جهانی زن بر تمام مردهای متمدن وهمچنین زنها مبارک.به امید روزی که روز جهانی مرد هم داشته باشیم تا از این محبت استثنائی بودن رها شویم !

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]