صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/۱٢/٢۱

تولدی دیگر

 

 

برای بار اول که ناخواسته پا به این دنیا گذاشتم میگن باران میباریده،یه باران خیلی شدید،بار دوم که خود خواسته به دنیا اومدم که نه بهتر بگم به هستی سلام گفتم هم،باران میبارید،یک سال از روزی که با شر شر باران اولینTMعمرم رو انجام دادم میگذره،امروز برام یکی از مهمترین روزهای زندگیمه،یه روزی که از اون به بعد بود که دیدم رنگ درختها سبزند،صدای جیک جیک گنجشکها چه آواز قشنگیه ،نور خورشیدچقدر پرتلالو و زلاله،میتونی لطافت و انرژی هستی رو با لمس یه برگ درخت در دستات حس کنی،میتونی با نوازش یه برگ به اوج لذت برسی عبور جریان هستی رو از درون تک تک سلولهات حس کنی،میتونی آروم وایسی و رقص تک تک سلولهات رو در اتحاد با هستی کل مزه مزه کنی!

امروز با اینکه از دکتر برمیگشتم،رفتم شیرینی تولد 1 سالگیم رو خریدم،با این همه خستگی همون انرژی خالص رو داشتم،دلم میخواست همه رو توی این جشن خودم ،جشن تک نفره ام شریک کنم،دلم ميخواست برقصم!

یک سال گذشت و من امروز یکی دیگه ام،هنوزنوپام،نمیدونم !شاید گفتن این حرفها برای اونای که اهلش نیستن  نه تنها جالب نباشه ،اصلاً قابل درک هم نباشه،اما ایکاش میشد همه مردم با درون خودشون هم اینقدر که با بیرون در ارتباط و کشمکشند کمی ارتباط برقرار میکردن،بعضی وقتا با خودم فکر میکنم اگه همه مردم دنیا TMمیکردن،چقدر همه چی خوب میشد،نه اینکه الان من هیچ مشکلی نداشته باشم یا... ولی نمیشه هیچ وضعیت حالا رو با قبل از یکسال پیشم مقایسه کرد.

خیلی دلم میخواد بگم ولی نباید گفت.

فقط این رو بگم که منم یه روزی مثل خیلیا از این شعر سهراب خوشم میومد که میگفت:

هر کجا هستم ،باشم

آسمان مال من است

پنجره،عشق ،هوا،فکر، زمين

همه جا مال من است!

اما امروز این شعر رو لمس میکنم ،میدونم یعنی چه و این حس غیر قابل توصیفیه!

 

*این ستاره ،لذتهای رو که چشیده از توداره ممنونم 

 

يکی به من بگه الان رسماْ چه خاکی توی سرم بريزم همه لينکای اين بغل پريدن

 

 

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]