صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸۳/۱۱/٢٠

! enough for me

 

امروز هم برف می اومد ولی حالم رو خوب نکرد، پس که این برف نیست که حال من رو خوب میکنه این حال منه که برف رو خوب میکنه!

تا چند روز دیگه میشه 9 سال که زندگی ام رو از دست دادم ،9 سال گذشت خیلی سخت و خیلی تلخ تقریباً هر چی رو که توی خواب هم نمی خواستم بهش فکر کنم خیلی بد تر در بیداری دیدم،  9 ساله که به این ذهنیت رسیدم که من توی زندگیم نقشی ندارم!9 ساله می ترسم!9 ساله در برگ برگ دفتر خاطراتم خدا رو صدا زدم نه فریاد کشیدم و بی جواب موندم!

 

"من دیگه منتظر هیچکسی نیستم که بیاد

دل من از آسمون معجزه اصلاً نمی خواد"*

 

دیگه بسه ،اگه قرار بود با خودم لج کنم خوب کافیه،اگه قرار بود معجزه ای اتفاق بیفته تا حالا اتفاق می افتاد،اگه قرار بود خدا آرزوئی رو بر آورده کنه تا حالا حتماً میکرد.

توی این سالها خیلی اتفاق ها افتاد خیلی دنیا عوض شد خیلی شورها داشتم که دیگه ندارم خیلی ایده آل ها داشتم که تازه فهمیدم  بیشتر رویاند لااقل برای من .

جنگیدم، شکست خوردم،بی تفاوت بودم ،زیادی غصه خوردم ،ووووووولی هیچی آنچه که می خواستم و در تصورم بود ،نبود،به قول پائیلوکوئیلو هیچکدام" افسانه شخصی" ام نبود .

یه انرژی خیلی زیاد و خفه شده در وجودم احساس می کنم،باید تصمیم بگیرم شروع کنم ،9 سال بعدی رو باید یه جور دیگه پایه ریزی کنم،باید به پرهام دوباره پریدن رو یاد بدم .

"بی بهار هم میشه گاهی خواب نرگس ببینم

وقت و بی وقت تو خونه سفرهء هفت سین بچینیم"*

 

 

 

 

 

*عید عاشق(گوگوش)

 

 

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]