صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/٢/٦

توفيق اجباري

 

 

نمیدونم تا حالا چند بار این جمله مثل آب یخ رو کله تون ریخته شده:

Error 691:Access was denied because the username and/or password was invalid on the domain.

امروز بعد از ظهر یکی از اون زمانهای بود که بنده رو غافلگیر کرد چون من فقط اکانت 30 ساعته میگیرم و فکر هم نمی کردم به این زودی تموم شه! ( جالبه من هر وقت اکانت تموم میکنم روز تعطیله!)

از اون طرف هم باران نم نم داره میباره و پیاده روی  خیلی وسوسه کننده است ،منم که در مقابل باران عاجزم !خوب کارت خریدن هم میشه یه انگیزه خوب برای بیرون رفتن به جای اینکه بخواهی بشینی پای کامپیوتر کلی اکسیژن تازه میگیری ، خانوم دکتر هم که ریشه بیماریهای بنده رو زیاد کامپیوتر بازی تشخیص دادن و قراره آقای مهندس هم ابلاغ کنند که کمتر پای این مصیبت بشینم منم اینقدر بچه حرف گوش کنیم ابلاغ نشده میگم چشم ، از این به بعد ترک میکنم هر وقت دلم خواست آدامس میجوم خوبه!بعداً دیگه نایاب شدم نگین چرا؟!

خلاصه مثل همیشه از اصل مطلب جا موندم! ، ما هم شال و کلاه کردیم(همون روسری و مانتو) راه افتادیم زیر نم نم باران راه رفتن، اول رفتم یه کارت  خریدم! بعد هم رفتم کتابخانه یه سری به این یکی خانوم دکترم بزنم که دیگه این روزای آخر قبل از امتحان روز به رو در حال منهدم شدنه!آقا چشمتون روز بد نبینه بارانی که نم نم داشت میبارید شد بارانی که بیا و ببین !منم این وسط گیر کردیم که چی کار کنم؟!

برمیگردیم دوباره توی کتابخانه ،نمیخواهم مزاحم ثمینا هم باشم ، در این لحظه به فکر یه کار خوب دیگه می افتم ، این سکوت و شرشر باران جون میده برای  TM ، بعدش هم یه ذره باران آروم تر شده میزنم بیرون و تا وقی هم میرسم خونه شدم موش آب کشیده ، ولی  تا مغز استخونم شارژه!

نتیجه اینکه توی یه روز دو بار آپدیت میکنم!

    

 

-یه چیز دیگه اگه خودتون رو دوست دارین و میخواین برای خودتون کادو بخرین و مثل من از اون دسته آدمهائی هستین که برای اینکه چیزی رو بفهمن باید ببینندش کتاب شازده کوچولو رو برای خودتون بخرین اگر هم نه گوشاتون خوب گوش میدن نوارش رو بگیرین اگر هم داریدش باز بخونین یا گوشش بدین، دیروز خیلی اتفاقی خودش جلوی چشم من سبز شد و چقدرم بهم چسبید!

 

- پست پائینی هم لطفاً  بخونین !حق کامنتش رو این پست نخوره!

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]