صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/۳/٤

پرت و پلا

 

 

1 2 3 اه میخوام بنویسم ،چرا نمیشه؟چرا ذهنم روی یه موضوع متمرکز نمیمونه؟هر شب که میخوام بخوابم یه موضوع جدید میاد توی کله ام که با آب و تاب براي خودم شرحش ميدم ،همین که صبح بیدار میشم ،میگم نه ولش کن بعداً مینویسمش!شدم عین شبای امتحانی که همهء درست مونده و هیچیشو نخوندی ،اول جزوه رو باز میکنی ،چند لحظه بعد میری سراغ کتاب ،بعدش میری تمرین حل کنی! دست آخرم میبینی هیچ کاری نکردی!تخت میخوابی تا فردا بیفتی!

یاد وقتی افتادم که دانشگاه قبول شده بودم ،از اونجای که قبلش بچه درس خون بودم و از درسخوندن هم خیری  ندیده بودم و رشته ای هم که دوست نداشتم قبول شده بودم با خودم شرط کردم ترم اول مشروط شم ! و چون آدم خوش قولیم به قولم هم وفا کردم از 16 واحد 8 واحدش رو افتادم! البته بعداً فهمیدم چه خریتی کردم!

دیدین میگم پرت و پلا میگم ،اصلاً اومده بودم یه چیز دیگه بگم شد این!

ها تکلیف این درخت ایران ...رو روشن کنم ،این شعار نمایشگاه کتاب بود منم اینقدر برای هر کتابی از این سر نمایشگاه به اون سرش رفتم که پام نابود شد.

مثلاً اومدیم مطلب رو هیچکاکی کنیم تا ببینیم کسی این دو تکه رو بهم ربط میده،خوب اونای که ایران نیستن از کجا بفهمن اونای هم که ایرانن یا نمایشگاه نرفتن یا کامنت نمیذارن یا گفتن خل شدم!

کلی هم راجع به این نوشته بودم که معین پرید وسط کاسه کوزه مون رو بهم ریخت!

اصلاً تمومش کنم خیلی بهتره ، به جای خوندن این پرت و پلا های من ،توصیه میکنم

برين آهنگ جديد وبلاگ فرهمند رو گوش کنين ُشايد شما هم مثل من لذت بردين!

 

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]