صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/۳/٩

دریا

 

 

دلم دریا میخواد ،به هر لحظه ای از دریا فکر میکنم یه چیزی توی دلم میدرخشه!

صبح از خواب بیدار شی بوی دریا رو حس کنی ، صدای موج رو بشنوی ،بری روی شن ها قدم بزنی یه باد بخوره توی صورتت،توی موهات بپیچه و تو نفس بکشی ، به دریا نگاه کنی ، به موجاش که دارند پشت سر هم میاند،به درخشش خیره شی، پاتو بذاری توی آب و تکون نخوری،هر موجی که میاد از قبلی بلند تر باشه ،شلوارت رو تا زانو خیس کنه و تو هم فقط به دریا نگاه کنی!

بعد از ظهر بری شنا* ،شنا کنی بری و بری تا خوب خسته شی ، بعدشم نفس نفس زنان، بیای روی شن داغ بخوابی، آفتاب داغ رو، تک تک سلولهای بدنت ببلعند .

شب بیای بشینی کنار دریا ،به آرامشش ،به وقارش،به قدرتش نگاه کنی،بعدم شروع کنی باش حرف زدن،اول آروم آروم باش حرف بزنی،بعدم با صدای بلند ،اصلاًهر چی داد توی دلت مونده بزنی ،بعدم یه موج بزرگ میاد طرفت که یعنی شنیدم!

یعنی از دریا قشنگ تر توی طبیعت چیزی هست؟

همیشه دلم میخواد یه جوری بمیرم که توی دریا بمونم یا اینکه توی دریا بندازنم،دوست دارم خوراک جانوران دریائی باشم تا جانوران زمینی!

 

 

* این تکه شنا کردن خیلی با حاله تا میای بری جلو یه طنابه که نباید از اون جلوتر بری،اگه دور از جون هوس کنی با شنا برگردی ساحل و مثل منم چشماتو تو آب ببندی مدام سرت میره توی دل خانومای محترم که قصد دارن فقط خیس شن پات هم میخوره توی سر یکی دیگه ،اونوقت از خیر شنا میگذری و راه میری تا به ساحل برسی!!!

 

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]