صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/۳/٢٧

I think I thought I saw you try But that was just a dream

 

من مدتهاست دارم با دلم تمرین میکنم که تنگ نشه!مدتهاست به چشمام آموختم که اشک نریزه!مدتهاست به گلوم گفتم که بغض نکنه!اما هر کاری میکنم امروز حرف گوش نمیدن!یاغی شدن!دلم خیلی تنگه برای همه آنچه که بود و شاید دیگه نباشه،برای خاتمی برای باطبی ،گنجی،آغاجری،اشکوری،نیک آهنگ کوثر،بهنود،افشاری،سحابی... و تمامی نامهای که دیگه نباید هیچ جا گفته شه ،دلم براشون تنگه!اشکام یه بند میان و بغض امونم نمیده!اصلاً برای خودم دلم تنگه چی ميگين حق ندارم

من دلم تنگه که دوستای نزدیکم که با هم اشک ریختیم با هم روزنامه خوندیم با هم تلاش میکردیم با هم خاتمی رو دوست داشتیم با هم نگران استیضاح مهاجرانی بودیم ،حالا رای نمیدن!

برادرم!که خودش یه روزی صف اول طرفدارای خاتمی بود ،رای نمیده!

همیشه نزدیکای آدم تنها کسانی هستن که به حرفت گوش نمیدن!

 

همیشه عاشق Loosing My Religion R.E.M، بودم!خودش الان شروع به خوندن کرد !چقدر چسبید!

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]