صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/٤/۱٤

مهربونيها

 

هر کی تو دل آدم يه جای داره اين جا طول داره ،عرض داره،عمق داره٬بعضيا فقط طول دارن ،بعضيا عرض دارن،بعضيا همه شو دارن که ميشه يه عمق حسابی!

نميدونم شما ها هم اينجوری هستين!يا اگه هستين تا حالا به اين نکته دقت کردين که اگه ازتون بپرسن ،که پدرو  مادرتون يا خواهر و برادرتون رو چقدر دوست دارين ياچه جوری دوست دارين؟!انگشت به دهن ميمونين که راستی چقدر؟!راستی چه جوری؟!

خوب اين دوست داشتن ديگه توی وجودتون حل شده!جاريه!توصيفی نيست!تموم شدنی هم نيست!گرفتنی هم نيست!

اونوقته که ميتونين بفهمينن که هر کسی رو که نتونستيد بگيد چقدر دوسش دارين تا ابد دوسش دارين!اونوقته که ميتونيد با گرمای اين عمقا نفس بکشيد!

خوب من يه چند تا از اين عميقا دارم که نميدونم چقدر دوسشون دارم !

به قول شاملو*:

ياد بعضی نفرات/  روشنم ميدارد/ نام بعضی نفرات/ رزق روحم شده است.

جرئتم می بخشد/ روشنم ميدارد.

يکی از اين عزيزانم ثمينا است،وقتی که ازم دور شد چند بار کلی زنجموره توی ذهنم بود که بيام بنويسم اما خوب از اونجای که خيلی چيزام عوض شده ، همه چی برام سبک تر شد و ديدم که دوست داشتن به خودخواهی ميچربه!

ميدونستم که بعد مسافت روی دلهای که به هم نزديکن هيچ اثری نداره!(هر چند ساعت ۱۲ شب که دلم يه جفت گوش شنوا ميخواد ،ديگه کسی رو ندارم!)

اين همه روده درازی کردم که بگم ثمينای عزيزم هم به قبيله ما پيوست!

يکی از مهربونترين آدمای دنيا با مهربونيهاش اومده!

آمدنت رو تبريک ميگم

 * فکر ميکنم از شاملو باشه!

 

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]