صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸۳/٩/٢٦

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خيلی بده که آدم ديگران رو اونجوری که می خواهد ببينه نه اونجوری که واقعا هستن نتيجه اش ميشه اينکه وقتی به واقعيت بر می خوری دچار انواع و اقسام پارادوکس ها ميشی ميگن آدم هميشه قياس به نفس ميکنه علت اين پارادوکس های منم فکر ميکنم همين باشه.

 از يکطرف با خودت در گير ميشی که چرا اينقدر همه رو با ذهن پاکيزه و صادق خودت نگاه می کنی که وقتی با دنيای واقعی بر خورد کنه براش هيچ نا صافی قابل باور نباشه از طرف ديگه ميگی يعنی برای زندگی کردن و نفس راحت کشيدن بايد عوض شد بايد فلسفه ء هميشگی که همه خوبند مگه خلافش ثابت شه رو عوض کرد يعنی بايد خودت نباشی باز ميگی نه خود بودن صاف ماندن صادق ماندن حداقل با خود چيزی نيست که بخواهی از دستش بدی به هر قيمتی هم که باشه.

نميدانم واقعا توی اين دنيای ما چه چيز واقعيه و چه چيز مجازی .

صداقت هر چی هم که نباشه ته قلب رو شفاف نگه ميداره خودت رو برای خودت غريبه نميکنه وقتی با خودت طرفی با يکنفر طرفی نه دو سه ويا بيشتر مجبور نيستی هر لحظه يکی باشی که توی نقاب ها کم کم گم شی راحت نفس ميکشی و ميدونی اون بالا يکی با لبخند حا می ات خواهد بود و وقتی صداش ميکنی با تمام وجود احساسش ميکنی و اين از همه چی بهتره.

حالا بگذار آدمها هی دروغ بگن نقاب بزنن هر کاری ميخوان بکنن مطمئنن هستند کسانی هم که گوهر وجودی خودشون رو با هيچ چيز عوض نميکنن پس با ياد خوبی ها و به افتخار همهء يکرنگی ها کلاه از سر بر ميدارم.

ای کاش همه می دانستيم گرانبها ترين گوهر دنيا يک لبخند صاف است.

 ای کاش تمام دنيا به اندازهء روياهايمان زيبا بود. 

ای کاش قسمتی از کودکی رو هميشه با خود همراه ميکرديم همون روزهائی که همه چيز شيرين بود همه خوب بودن و ما هم جزء شيرينی دنيا!

ای کاش.........................................

 

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]