صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/٥/٢

آرامش

 

 

همه چی جاریه،سیاله ،نرم و سبکه و تو توش جریان داری،یه حس خیلی غریب،یه جور جدائی و در عین حال پیوستگی،یه آرامش ،یه سکون خیلی خیلی خاص ،انگار که تو از بقیه جدای،یه سکوت درونی کامل،اونم بعد کلی دوندگی و به هیچ جا نرسیدن،انگار نه انگار که همه چی گره کوره داره،وجود خودت رو مجرد حس میکنی،دیدت از همیشه قویتر شده،سبزی درختا سبزتره،آبی آسمون آبی تره،صدای جیک جیک گنجیشک ها قشنگتره،باغبان با کلاه حصیری و چهرهءآفتاب سوخته ءزحمتکشش چمن ها رو آب میده،انگار بار اولیه که اینا رو داری میبینی،گرما اذیتت نمیکنه،ضربان قلبت خیلی آروم آروم میزنه،تنفست خیلی آرومه مثل وقتای کهTMمیکنی!دوست داری تا ابد این لحظه ها کش بیاد،میدونی که هیچی توی این دنیا به تو تعلق نداره،به جاش حس میکنی خودت جزئی از کائناتی!أرامش حقيقي رو با تموم وجوى حس ميكني!دوست نداری بلند شی ،میترسی تموم شه،دوست داری میتونستی این لذتت رو به همه بدی!باید رفت!از جات بلند میشی هنوز هست ،همون حس ،همچنان ادامه داره،اینقدر هست که تا خونه پیاده میای!همه چی زلاله،شفافه و اون حس هنوز هم هست،بعد یه روز خسته کننده و پر کار،روی صندلی نشستی نرم و سبک ورها ،و با همون حس قشنگ نفس میکشی و تایپ میکنی!

شب به خیر!

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]