صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/٥/۱۱

به درود

 

 

هر آمدنی ،رفتنی داره!هر شروعی ،پایانی داره!روزای خوب زود میگذرن!روزای بد بیشترن!چرخش روزگار،همیشه این بوده و همینه!ولی یه جاهائی ،خیلی سخت میشه تحمل کرد،یه جاهای ،نمیشه لرزیدن لب پائین رو کنترل کرد،وقتی ببینی نازت بی خریدار میمونه!وقتی ببینی دیگه نیست اونی  که اینقدر دوستش داشته باشی که سرش غر بزنی!که باهاش دعوا کنی،که باهاش قهر کنی،که قربون صدقه اش بری ،وقتی بدونی اونی که مهربون بود،اونی که میخواست بهت مهربونی رو یاد بده،اونی که پاک بود،اونی که دانا بود،اونی که سعه صدرش از همه کسای که تا حالا دیدی بیشتر بود ،دیگه نیست!لب پائینت میلرزه میلرزه و شور میشه!

به عکسش نگاه میکنی،به چشمای مهربونش،به خنده آرومش،یاد این روزای آخر میفتی که دیگه نه چشماش میخندید،نه لباش،چقدر خسته ای،چقدر تلاش کردی،چقدر خواستی بسازی!شد؟!واقعاً نتیجه اش چی بود؟!

خاتمی عزیزم!میترسم خاتم باشی!من این روزا ترسو شدم!!!

من احساساتیم،همه چی ام هم احساسی،سیاست هم با احساس میبینم ،همونطور که تو دیدی،همونطور که تو میخواستی به همه نشون بدی میشه سیاست پدر و مادر داشته باشه ،به شرطی که دست آدم با پدر و مادر بیفته!

برام هیچوقت قهرمان نبودی،با چشمای باز میدیدمت،عیبا،نقص ها ،سکوتها،همه و همه رو دیدم،اما شرافتت چیزی نیست که بشه از کنارش به سادگی گذشت،توی تاریخ این مملکت اگه نگم بی سابقه که کم سابقه است،کسی اینگونه شریف پشت میزی بری و شریف تر بیاد پائین!

مردم ما دیر فهمند ،همیشه اینجورین،دوست دارند یه چیزی رو از دست بدن،بعد براش غصه بخورن،عادت کردن، کاریش هم نمیشه کرد!حالا مونده غصه خوردناشون به یادت!هنوز مونده قدر این بلند بالا رو توی سرزمین کوتوله ها بدونن!

خوشحالم در دوره ای زندگی کردم و جوان بودم و دانشگاه رفتم که تو رئیس جمهور بودی،خوشحالم که دوست داشتم،که همیشه برام واقعی بودی،که ازت یاد گرفتم، که میخوام بازم ازت یاد بگیرم!

ديگه ميتونم امشب راحت بخوابم ،بدونم فردا ديگه فيلمی ديگه قرار نيست برات راه بندازن!

 ديگه آسوده بخواب ،خوبترین رئیس جمهور دنیا خسته نباشی!

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]