صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸۳/٩/٢۸

فروغ نازنين من!

 

دلم خیلی گرفته بعضی وقتها آدم از خواب بیدار میشه همین جوری بیخودی حوصله نداره.

دارم کتاب نامه های فروغ به شاپور رو میخونم کلی اعصابم خراب شده خوب شد شاپور مرده وگرنه من خودم خفه اش می کردم(صبر کن! اونهای که خفه کردی تا حالا بسه)نمیدونم چرا وقتی یک دختر با تمام برتری ها یک پسر رو دوست داشته باشه این دوست داشتن از طرف همون کس هم یه جرم دیده میشه .

این مردها چرا اینقدر از خود راضی هستن خیلی دوست دارم بدونم توی مغزشون چی میگذره؟در تمام نامه های فروغ خواهش و ابراز عشق دیده میشه من نمیدانم واقعا چرا باید شاپور و امثال اون قدر این دوست داشتن رو ندونند و اون را تحقیر هم کنن.

 

حالا بر عکس اگه دختره از اون دسته دخترهائی باشه که خوب بتونه پسره رو به بازی بگیره وبه عبارت بهتر خوب گولش بزنه و بعد هم بهش بی توجه باشه اونوقت پسره تازه عشق و عاشقی یادش می افته نمیدانم و خیلی هم دوست دارم بدانم که چرا تمام مردها زنی که بهتر گول بزنه دوست دارن نه اونیکه واقعیه و خالصانه برخورد کنه زنی که اینقدر وجودش والاست که نیازی به این حرفها نه تنها نداره بلکه اصلا با اصولش همخوانی هم نداره.

 این که خودش اهل قلم بوده(پرویز شاپور)اینه وای به حال بقیه.

 

شاپور از روزی که کتاب فروغ چاپ میشه مشکلاتش با اون بیشتر میشه شاید به این علت که تا اون زمان فروغ بی پناه و تنها رو محتاج خودش میدیده و تاب این موفقیت و درخشیدن اون رو نداشته وعشق عظیم اون رو به خودش هم درک نکرده بوده که اگر درک کرده بوده هموار کننده ء راهش میشد نه مانعی بر سرراهش.

واقعا اگر اون فروغ رو مجبور میکرد که از شاعری دست برداره ما بدون اون چه می کردیم اونوقت با خواندن شعرهای چه کسی دل خود را آرام میکردیم شعر نو ایران بدون فروغ چه میشد؟

نمیدانم چرا اینقدر باید زنها در اسارت قوانین نا نوشته باشند و طبیعی ترین خواسته

های آنها نادیده گرفته شود .

خیلی عصبانی هستم بهتره که از این بیشتر چیزی ننویسم

 

 فروغ با دل تنگش گفت:و اين جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است

 که همچنان که تو را می بوسند

در ذهن خويش طناب دار تو را می بافند

با خواندن اين کتاب معنی خيلی از شعرهاشو بهتر ميتوان درک کرد.

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]