صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/٦/۱

کیمیاگر

 

 

اونروزا که توی سررسیدم ،یه چیزای یادداشت میکردم،یه روز که رفتم ورقش زدم ،دیدم همه اش آه وناله است و خوندنش بدتر اعصابم رو خرد میکنه،همونجا یه قانون برای خودم نوشتم که از این به بعد هر روزی که حالم خوبه و شادم بیام توی دفتر بنویسم و صفحه های سفید نشان روزای تلخم باشه،نشون به اون نشون که ماهها این دفتر خالی موند تا اینکه قانون رو شکستم ،انگاری که این قلم فقط آه و ناله بلد بود!

اینجا هیچوقت هیچ قانونی برای خودم نذاشتم،دوست نداشتم تلخ باشم ولی خوب برای هر کی پیش میاد،هر چند خیلی وقتا خودسانسوزی کردم!

دیروز از اون روزای بود که اعصابم منهدم شدو در این شرایط هم من معمولاًدیگه هر چی میبینم نیمه خالی لیوانه!یه کامنت وصف حالم برای فرهمند گذاشتم!

وبلاگ راحیل رو که باز کردم یه جا پینگ کرده بود به آرشیوش،با خوندن هر کدوم از اون پستای قدیمی،یه ذره از دلم باز شد،تا اینکه حالم خیلی بهتر شد و یه لبخندم گوشه لبم اومد!

یه احساس خوب پیدا کردم از اینکه دوستای خوبی دارم که پارسال اینموقع نداشتم!پارسال اینوقتا که حتی نیمه خالی لیوان هم نمیدیدم ،کلاً لیوان رو شکسته میدیدم!

یه جای غیر متعارف من همیشه دنبال یه جواب میگردم و راحیل بهم جواب داد:که ببين!من الان درکی از زندگی دارم که قبلاًنداشتم و این خودش یه گام بزرگه!

پ.ن1:راحیل جونم مرسی

پ.ن2:فرهمند جونم ببخشین

پ.ن3: ثمیناجونم فکر کنم دارقوزآباد نرفتی!

پ.ن۴:نیلی جونم ،شرمنده که باز یه عالمه از اینا(!) گذاشتم!

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]