صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/٧/۱٤

ترنسندنتال مديتيشن

 

قول داده بودم راجع به TMبنويسم اما ديدم بهتر از فرهمند نميتونم،پس اين رو از وبلاگ فرهمند براتون گذاشتم،اميدوارم دوستانی که اين مدت با ايميل و آفلاين و کامنت ازم پرسيدن راضی شن

ترنسندنتال مديتيشن

 

ترنسندنتال مديتيشن يا TM تکنيک نگريستن به درون است. اين تکنيک ميراث خرد استادان يوگاست که در پاسخ به نياز معنوی انسان طراحی شده و برای هزاران سال در کوههای تبت به دور از جنگها و کشور گشايی ها حفظ شده تا امروز در اختيار ما قرار گيرد.

تکنيک ترنسندنتل مديتيشن توجه انسان را به عمق ذهن می برد. به جايی فراتر از فکر. به جايی که همه ايده ها و خلاقيت ها و افکار ناب از آنجا ميايند. به جايی که جرقه های ذهنی که همواره بهترين راهنمای بشريت بودند از آنجا آمدند. به حوزه ای که وحی و الهام و درک محصول آن حوزه هستند.

انسان همواره در جستجوی ديدن آن وجود لايتناهی بود.. همان کمال مطلق. در اين جستجو انسان جهان را زير و رو کرد ولی اثری که از او يافت تنها حاصل استدلالی منطقی از آثار او بود. بسيار کمتر از آن که بتواند قلب انسان را راضی کند. دل انسان پرستش ميخواست و تنها موجوداتی را که می ديد در خور پرستش می دانست. اينگونه بود که پرستش خدا در قلب انسان جنبه ای فرعی يافت و قلب انسان که گوشش بدهکار استدلالات ذهن درباره کمال آن وجود ناپيدا نبود گرفتار عشق صورت شد.

مردانی خردمند در تبت گرد هم آمدند تا برای اين بحران معنوی راهی پيدا کنند. کسی گفت نياز انسان ديدن خداوند است. اما مفهوم ديدن برای انسان، ديدن با چشم سر است. حال آنکه آن موجود لايتهاهی با چشم سر قابل ديدن نيست.

ديگری گفت هدف تجربه ذهنی آن وجود واحد است. چه با چشم سر، چه ساير با حواس و چه از طريق يک تجربه ذهنی. نور از هرکجا که به ذهن راه يابد راه يافته.

يکی گفت: وجود خالق هم در درون انسان و هم در جهان بيرون جاريست. ليک از آنجا که ارتباط انسان با جهان بيرون از طريق حواس است و حواس را قدرت درک نامحدود نيست انسان از درک خداوند در جهان بيرون عاجز است. به اين سبب بايد تلاش کند که او را در درون خودش جستجو کند.

مرد ديگر گفت: حضور خداوند در عمق وجود انسان و بخصوص در عمق ذهن انسان انکار ناپذيز است.  اوست که خالق همه افکار و انديشه های ناب است. هم اوست که منشاء همه ايده ها و انديشه هاست. اوست که همه خلاقيت انسان از اوست. ترديدی نيست که ذهن انسان خالق هيچ فکری نيست. بهترين افکار انسان همواره از جايی در ماورای سطح تفکر به ذهن می آيند. آن مکان که همان سطح آرام سکوت و رضايت است ماءمن و سرای کمال مطلق ميباشد.

ديگری گفت: اشکال از آنجاست که ذهن انسان که تونايی درک همه چيز را دارد از ديدن و فهميدن خودش عاجز است. ذهن آنقدر بازيچه افکار شده که مرتب از تجربه فکری به فکر ديگر می رود و هرگز فرصتی برای کشف خودش پيدا نمی کند. بايد برای رسيدن به منشاء فکر راهی باشد. بايد راهی باشد که انسان بتواند اين حوزه شعور مطلق را در اعماق ذهن خود تجربه کند. انسان بايد بتواند به درون ذهن خود نگاه کند تا بتواند خداوندی را که در درون خود اوست ببيند.

 

آنگاه طرحی کشيدند: ذهن از لايه های گوناگونی تشکيل شده است. از آنجا که منشاء شعور و آگاهی منشاء خوشحالی و سرور نيز هست هرگاه از سطح ذهن به سمت آن حوزه حرکت کنيم درجه سرور و شادمانی در لايه های مختلف ذهن افزايش می يابد. اين به اين معنی است که کلمه "گل" در عمق ذهن از کلمه "گل" در سطح ذهن جذاب تر است. از آنجا که ذهن انسان هميشه در جستجوی تجربه حوزه های جذاب تر است طبيعتا به درک افکاری که در عمق ذهن هستند تمايل دارد. حال کافی است که رشته ای از افکار بيابيم که در همه سطوح ذهن حضور داشته باشند. به اين ترتيب ذهن انسان پس از تجربه زمخت ترين شکل اين فکار بلافاصله به سوی تجربه همان فکر در لايه ای ظريفتر می رود. اگر چنانچه گفته شد اين فکر در همه لايه های ذهن حضور داشته باشد، ذهن پله پله به به تجربه شکل ظريفتر آن فکر می پردازد و تواءم با پالايش فکر به سوی منشاء آن رهنمون ميشود. در واپسين مراحل اين پالايش فکر آنقدر ظريف ميشود تا به سکوت مطلق می پيوندد و در اين زمان ذهن را با تجربه حوزه سکوت مطلق تنها می گذارد.

به اين ترتيب افکاری که در همه لايه های ذهن حضور داشته باشند می توانند به مانند ريسمانی انسان را از سطح آگاه ذهن به عمق ذهن رهنمون شوند. به اين ترتيب انسان می تواند منشاء خرد را در درون خود ببيند يا به عبارتی، به درون خود نگاه کند.

طرح بسيار کامل بود. يکی از اساتيد يوگا اصواتی را که به اصوات اوليه طبيعت معروف بودند برای انجام اين منظور انتخاب کرد. اين اصوات اصواتی هستند که نبض حرکت کيهان هستند.. اصواتی که از آغاز آفرينش تا کنون مرتب در کيهان شنيده می شوند. به دليل ارتباط حياتی ذهن انسان با ذهن کيهانی، اين اصوات به طور منظم در ذهن انسان نيز توليد می شوند و همواره از عمق ذهن به سمت سطح آگاه ذهن در حرکتند. به دليلی که ذکر شد اين اصوات در زمره افکاری قرار می گيرند که همواره در همه سطوح ذهن حاضرند و می توانند به مانند رشته ای، توجه ذهن رو از جهان بيرون به درون متوجه سازند.

اين اصوات مانترا نام گرفتند و تجربه منشاء خرد درونی انسان نيروانا ناميده شد. نيروانا تجربه آن حوزه دانش رها از تفسير و ترديد است. نيروانا برای کسانی که از مانترا های صوتی استفاده کردند به صورت حوزه سکوت مطلق و برای کسانی که از مانترا های تصويری استفاده کردند به صورت حوزه روشنايی مطلق نمودار گشت.

تکنيک استفاده از مانترا برای نگاه کردن به درون، ترنسندنتال مديتيشن يا تفکر ماورايی نام گرفت.

در حدود پنجاه سال پيش ماهاريشی ماهش يوگی به فرمان استادش Guru Dev از کوههای تبت به هند و سپس به آمريکا رفت و تکنيک TM را که تا آن زمان فقط در اختيار خواص بود به عنوان تکنيک رسيدن به نيروانا در اختيار عموم مردم قرار داد. در سالهای اخير تحقيقات بسياری بر روی خواص تمرين ترنسندنتال مديتيشن انجام شده..

 

(مرجع: http://www.tm.org/charts/chart_13.html)

 

برای آموزش TM در تهران با مراکز زير تماس حاصل نماييد:

 

Mr Tahoori:        8400734

Mrs Jahaansooz: 8055740  &  0911-2066527

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]