صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/۱٠/٢

ذهن من!

 

اونوقتای که سرم رو ميذارم رو بالش و چشمم رو ميبندم،که مثلاْ بخوابم ،اگه يه چيزی بود که ميشد هر چی تو ذهن ميگذره رو ثبت کنه،اينقدر شلوغ پلوغ ميشد که خود دستگاه هم هنگ ميکرد،خودم بعضی وقتا خنده ام ميگيره که در عرض کمتر از ثانیه شايد ۱۰ تا مورد بيربط به هم از تو کله ام ميگذره!!حالا حساب کنين دقيقه اش چی ميشه؟!

*ميلاد مسيح مبارک

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]