صدای پایم از انکار راه بر می خاست 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك



نویسندگان
فاطی ترابی
 

آرشیو من
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
 

لینک دوستان



آمار وبلاگ :

temp-designer

 

 

۱۳۸٤/۱۱/۱۱

نرم و سبک ورها

 

 

آروم پاهاتو میذاری زمین،انگاری که داری میرقصی،با نوک پنجه ،نرم وسبک،اصلاً وزنت رو حس نمیکنی،انگاری که توی هوا معلقی،دونه های بارون تک تک به صورتت میخوره و پوستت رو نوازش میده،صورتت رو رو به آسمون میگیری ،با تعجب نگاه به مردمی میکنی که با نگرانی زیر چتر و سرپناه میرن و اونام با تعجب نگاه ه تو میکنن! نگاهها اذیتت نمیکنه حس میکنی که نامرئی هستی!توی وجودت یه حس رقص رو هنوز داری،توی ذهنت توی یه پیست بزرگی و نرم ورها داری میچرخی و میرقصی!

با چشمای براق و مهربون و نافذش نگاهت میکنه و بهت میگه:

-         قشنگم!برخلاف جریان آب شنا میکنی،این راهیه که خودت انتخاب کردی،خواستنت بوده،و این تاوان داره!

بهش میگی،وقتی 20سالم بود فکر میکردم دیگه بزرگ شدم ما نشده بودم،با خودم میگفتم 25 سالم بشه دیگه بزرگم،25 هم شد دیدم نه!گفتم 27و28 سالگی دیگه بزرگ شدم  جدی به زندگیم فکر میکنم،حالا 28 سالمه و هنوز همونم!

-من 48 سالمه و هنوز بچه ام ،ماها هیچوقت بزرگ نمیشیم،منتظر نباش هیچوقت بزرگ شی،به قول خودت ما اجق وجقیم!

باد توی موهات میپیچه،با خودت میگی،چه خوبه آدم یکی رو داشته باشه که گوشش کنه،بدون اینکه نصیحتش کنه،یا محکومش کنه،یا زیر ذره بین بذارش یا تکرار گذشته هاش بشه یا حتی براش نگران شه،خوب گوش بده وحرفاش انگاری بلند فکر کردن کلماتی باشه که خودت جرات گفتنش رو به خودت نداری و چه خوبه که "خود"تو باش حرف میزنه!

-هر نسیمی که میوزه هرکسی براساس حساسیتش از اون نسیم بهره میگیره،یکی بیشتر یکی کمتر،ولی نسیم میگذره،بابائی!

میدونی که حرفاش از جنسیه که بهش اعتماد داری،نمیدونی استاد بهش بگی ،پشتیبان بگی یا محرم اسرار!

هنوز داری از راه رفتنت لذت میبری،شاید این همه لذت برای اینه که عجله ای نه برای رفتن داری ونه برای برگشتن،میخواهم فقط برم سرخوش،سبک ورها!

 

*ببينيد.

 

فاطی ترابی

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]