رهائی

از خواب میپرم،با تعجب به اطرافم نگاه میکنم،یه لبخند رو لبم نقش میبنده،اینجائی که غریب به نظرم اومد،اتاقمه،روی تختمم ،سرم روی بالشم!

بر خلاف همیشه که به ابتدا و انتهای هر تغییری آگاه بودم،اینبار همه چی ناگهانی و بدون اینکه من بدونم رخ داد،نه میدونم کی شروع شد و نه فهمیدم چطوری شد!فقط یکباره دیدم بزرگ شدم،بالغ شدم،به ظاهر همون آدم روز قبل و روزهای قبل تر بودم ولی در باطن دیگه هیچ نشونی از اون بچه شیطون که مدام ورجه ورجه میکرد نیست،حالا جاش رو به یه آدم بالغ داده که خیلی آروم و مطمئنه.اولین خصوصیتش هم اینه که غلظت احساساتش رقیق شده،شاید ده برابر رقیق تر از پارسال همین موقعه اش.

میتونم در صد خلوص یه حس رو از بین چندین حس دیگه ای که بهش چسبیدن جدا کنم .مثلاً ناراحتم اگه ناراحتیم 10 واحد در نظر بگیریم،این 10 واحد آنالیز میشه،میبینم 2 واحدش نگرانیه،2 واحدش حساسیت بی جاست،2 واحدش دلتنگی جای دیگه است،2 واحدش خستگیه و حداکثر 2 واحدش علت اصلی ناراحتیه،اونوقت دیگه به اندازه همون 2 واحد واکنش نشون میدم نه با 10  واحد خودم رو درب و داغون کنم!

به اطرافم نگاه میکنم تموم چیزهائی که برام فوق العاده عزیز بودن،خیلی چیزهائی که فکر میکردم هیچوقت نمیتونم بدون اونها زندگی کنم،کتابهایی که عاشقشونم،اتاقی که برام معبده،کامپیوتری که مدتهارفیق جدا نشدنیم بوده،فیلمهام،نوارهام ،تموم اشیائی که زمانی فکر میکردم جزئی  از من اند،سبکبالانه نگاشون میکنم،وجود واقعی فقط منم،منی که بدون اینها هم همین منم،بی نیاز!

چیزی که هیچ وقت نداشتم حالا دارم،منطق!دیگه یکسر احساسات نیستم،(هر چند که اگر اون نبود قطعاً امروز هم این نبود!)در عین دلبستگی  از وابستگی آزادم،مفهوم دوست داشتنام برام کاملاً عوض شده.در لحظه بودن عزیزانم از اینکه در کنارشونم لذت میبرم و در دوری ازشون با شادیشون دلخوش.

این چند نفر که در درونمند روز به روز کمتر میشن،منتظر روزی هستم که  فقط یکی شم.

به چشمای عاشقش میخوام بگم بر جای گذشتن از او گذشتن نیست.

 

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاجر

خيلی خوبه ! اميدوارم دوامش هم خوب باشه

امير

ها؟ ها؟ قلمراد داره خوشحالی می کنه...

شيوا

يکی شدن اون چند نفری که درون هر کسی هست از هر چيزی با اهميت تره!

leila

سلام به دوست همیشه مهربون خودم..فاطی چه خوب که زود آپ می کنی اینجوری اگه 500 کیلومتر دیگه هم ازت دور شم غصه نمی خورم که بی خبرم. راستش دلم می خواد بگم تو درست همونی بودی که فک می کردم منظورم قبل از دیدن روی ماهته... یه دختر خانوم ..متین و باهوش که ته چهرش یه نمه ای از مهربونی موج میزنه.. (خوب دیگه خاله بازی بسه) ...وقتی گره هایم دلتنگ گشایشند * گله از دوست بی انصافیست....!!

Farahmand

در ضمن بزرگ شدنت مبارک ستاره.

Farahmand

خوب به نظر میرسه که منو به challenge دعوت کردی.. من کاملا این ابیلیتی رو دارم که در حضور تو مدیتیشن کنم به شرط اینکه قول بدی شیطنت نکنی! اگه باور نمی کنی مهدی رو بفرستم به نمایندگی از من جلوی روت مدیتیشن کنه :))

مهدی

نمايندگی انجام مديتيشن در حضور خانومهای خوشگل پذيرفته ميشود.

همايون

سلام. شاد و پيروز و سربلند باشی

Aries Pisces

با خود يکی شدن....می تونه پله اول و مهم کمال باشه. موق باشی...

leila

دل منم واست يه ذره شده يه انجمن تشکيل داديم واسه وبلاگ نویسا