دهه حجابت رو رعایت کن خانوم آقاهه دلش میخواد هاا!!

میشه یکی به من بگه این چه فلسفه ای که زن بینوا تو دمای بالای ۴۵ درجه باید با مانتو ومقنعه و شلوار و جوراب و... باشه،که چیه آقایون محترم نکنه با دیدن خانوم لابد به گناه نیفتن!!!!چرا یه قانونی برای چش و چار آقایون نذاشتن38.gif

پ.ن:یادم اومد چند وقت پیش از خونه بیرون اومدم که یه آخوند پیری اونطرف کوچه بود من نمیدونم اصلاً چه جوری من رو دید؟!! گفت:خانوم موهات رو بپوشون(حالا من مقنعه سرم بود موهام هم بیرون نبود!) منم گفتم حاج آقا سرت رو بنداز پائین!بعدم انگار حاج آقا تصمیمش عوض شد و دنبال من تا سر کوچه اومد!

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماندا

آهان در مورد اينکه ميگين از انداممون سواستفاده ميکنيم نمونه اش همون مدرسه باور کنيد اون روز همه بچه ها چادر سرشون بود به علاوه اينکه هيچ کس حتی يک تار موش بيرون نبود ميشه بفرمايين پس برای چی زل ميزنن ؟ اينجا که ديگه به قول حضرات از حجاب برتر استفاده شده بود شادو آسمونی باشی

SA

من فکر کنم کاملا «طبیعیه» که زنها از جنسیتشون سوء استفاده کنن و مردها هم چش چرونی کنن :)) . ولی بستگی داره که به عنوان یه زن دلت بخواد به همه اهل محل حال بدی، یا به یه عده مشخص. و اینکه دلت بخواد وقتی در اجتماع هستی حضورت بقیه رو یاد رختخواب بندازه یا نه. بعضی زنها دلشون می‌خواد. بعضی زنها نمی‌خواد. . نوع لباس پوشیدن کاملا بستگی به محیط داره. مثلا اگه می‌رم توی یه ده یا یه جایی که محیط کارگری داره، و اگه دوست ندارم همه منو تو رخنخواب ببینن، جور دیگری لباس می‌پوشم. وقتی با دوستام هستم، جور دیگه ای. پس کاملا بستگی داره که منظورمون چیه.

امير

من با شما موافقم ولی بايد بگم...ها اين حرف شما قطام وارانه بيد....

رها

عجب به نظرم حضور حجاب به اين بهانه که از فساد پيشگيری می کند يکی از غلط ترين فلسفه هايی است که در زندگيم شنيده ام. درست مثل اين می ماند که دزدی را در زندان نگه داری و افتخار کنی که دزدی نمی کند. پس تقوا چه می شود. حتما فرقی هست بين آن امريکايی که در آزادی کامل و با وجود دیدن هر صحنه ای به خانواده اش پایبند می ماند با کسی که نمی بیند و پایبند می ماند (یا شاید مثل این آقاهه نمی بیند و پایبند هم نمی ماند!) البته این روزها امريکايی ها هم تقواشان از ما بيشتر است. يکبار برنامه ای ديدم که در آن دو خانم با هم بحث داشتند يکی از آنها مخالف شيردادن زن به بچه اش در مکان عمومی بود. جالب است که اکثريت حضار هم با او موافق بودند!

samina

فلسفه نيست، فعلاْ قانونه!

samina

اعصاب ندارم چون الان که اينو خوندم دارم از گرما کلافه ميشم ولی تازه اول صبحه!

بابک

اختيار دارين! شما احتیاج نیست کاری نکنيد. بنده سعی میکنم هر وقت پست جديد فرستادم، خودم اينجا تو کامنتدونی شما خدمت برسم و خبر بدم.:))

رها

نه بابا اشکال از کامپيوتر نيست که اشکال از خط تلفنه که بيسيميه و نميشه باهاش به اينترنت وصل شد (سرعت لاک پشتی!) در ضمن فقط يه سیمه که اونم به تلفن توی پذيرايی وصله. (اگه سرعتش زیاد بود ارزش داشت روزی چند بار سیمه رو بدزدم بیارم تو اتاقم) و صدای همه رو در بيارم.

احسان

سلام! خوبی؟ بابا تحويل بگير! ايرانم ها!

ح

سلام دلم خواهد که چيزی بنويسم اما .... کنون که سرو پای بسته ام چه کنم!! به وبلاگ منم سری بزن خوشحال می شم. موفق باشی