دوست ندارم

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دوست ندارم شكل اين آدمهاي عاشق زاري شم كه ساعت 12 شب رو تخت ميشين و توي دود سيگارشون گم ميشن، يا وقتي تو آئينه نگاه خودم ميكنم چشمهاي گود افتاده ام رو ببينم و اشك از چشمام سرازير شن،دوست ندارم سرم رو تو دستم بگيرم وParisienne moonlight رو گوش كنم،دوست ندارم تموم شاديم به يه بود ديگه وصل باشه و در يه نبود به نابودي برسم!

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طيبه

ميدونی من چند دفه اومدم اينجا فکر کردم آپديت کردی ./ از دست اين شيطونی که اذيت ميکنه ، پينگت ميکنه / من دوس دارم مثل تو باشم اما نميتونم فوری اشکم در مياد

کوقه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه

آبتين

عاشق شدن که دست خود آدم نيست. من ۱۳ ساله بودم عاشق شدم شبها عجيب گريه ميکردم .ميرفتم تو خيابون با صدای بلند داد ميزدم شقايق وااااااااااي شقايق... ولی چون بچه بودم نمیدونستم چمه همسایه ها میومدند تو خیابون اشکامو پاک میکردند وهر چی میپرسیدند چرا ناراحتی چون خودمم نمیدونستم نمیتونستم جواب بدم شاید باور کردنی نباشه ولی حقیقت بخشی از زندگی منه. ۶ سال طول کشید مامانم بهم میگفت عاشق پیشه. یه صدا بود یه نگاه بود نگاه چشم سیاه بود یه جرقه یه ستاره انگار از عرش خدا بود مثل غصه مثل یه درد با دل من آشنا بود

آبتين

دوستانم شبها جمع ميشدند ميگفتند اگه برای آبتين يه فکری نکنيم يا کشته ميشه يا که خودش خودشو ميکشه هر شب باهام صحبت ميکردندو کلنجار ميرفتند ولی من ميگفتم نهايتش مرگه همه نگران بودند تا... ولی حيف شد نمردم

هاجر

ااای فاطی ! چی بگم بهت؟ تو آخرش منو می کشی!

شیوا

طبق معمول باید بگم که : آدمو برق بگیره ولی جو نگیره!!!!....خیلی کم پیدا میشن کسایی که جنبه عاشق شدن و معشوق بودن را داشته باشن. عزیزم این کارا که شما نام بردی را فقط از کسی خواهی دید که نفس ضعیفی داره، و به عشق به عنوان یه مشکل نگاه میکنه که احتمالا چاره اش را هم فقط وصل می دونه! ولی متاسفانه این جو گیری را از اغلب آدمها میبینی!!!...عشق تجربه قشنگیه اما جو گیری فاجعه ست!

وستا

ميدونی.. حس غريبيه.. پر از آزار.. تمام لحظه هات حروم ميشه.. ولی اگه يکبار تجربه اش کنی گاهی دلت برای اين لحظه ها تنگ ميشه.. و جالب اينه که از يک عشق از دست رفته تنها چيزهای قشنگی که به يادت می مونه همين اشکهاست.. البته فقط هم تا همين جاش قشنگه! وصال شايد اونقدرها هم جذاب نباشه!!!

امير

اين پيام قبلی بدون اسم هم از من بود. دکتر سروش يه بحث جالبی در باره عشق داره.می گه عشق ۲جوره:۱)عشق عاشقانه(همان مقام نياز) ۲)عشق معشوقانه(مقام ناز) به زن يا مرد بودن هم مربوط نيست.حافظ مثال نوع اوله و مولانا نوع دوم.اين کاملاُبه شخصيت آدم بستگی داره.

samina

خدا رو شکر که کلی عوض بدل شدی! منم خیالم راحت شد، دیگه زنگ نزنم بی حوصله باشی ها!!

فاطی

تو هنوز ياد نگرفتی که هيچ حرف من و جدی نگيری:)))