اومدم

من اومدم ،اومدم که دیگه بنویسم مثل اونوقتا که یه جای اصلی زندگیم اینجا بود،ولی یه جور دیگه ،اینجا مینویسم نه چون تنها کاریه که میتونم بکنم برای این اومدم بنویسم چونکه دوست دارم اینجا رو،دوست دارم نوشتن رو و دوست دارم تک تکتون رو که با اینکه خیلی وقته من نیستم شماها بودین:)

دلایل زیادی برای جدا شدن از دنیای مجازی و پرت کردن خودم توی دنیای حقیقی داشتم ،که همه شون بر طرف شد یادمه روزی به کسی که اون زمان دوست بود گفتم وقتی بر میگردم که دیگه چیزی نباشه که اذیتم کنه و هر چند خیلی وقته که چیزی نیست اذیتم کنه اما شاید نیاز به نوشتن هم اینقدر حس نکرده بودم،نوشتن باعث میشه بیشتر توی خودم باشم،با خودم خلوت کنم،دیدنم عمیق تر باشه و فکر کردنم بیشتر،چیزیکه این روزمَرگی احمقانه ازم گرفته،وقتی برای چیزهای بیخود ناراحت میشم واز کوره در میرم ،میفهمم علتش معلول ظاهریش نبوده ،علتش دور شدن از خودمِ،از اون سطح آرامشی که به دست آورده بودم.

امروز که نشستم به خوندنتون یادم افتاد که چقدر با این دنیای پیرامون خالی که پر از حرفهای بیهوده است من غریبه ام و چقدر از خوندنتون لذت بردم،از خوندن اندیشهاتون،از اینکه یه جائی رو دارم که وقتی از شنیدن حرفهای صد من یه غاز و مفت خسته شدم بیام و با شنیدنتون تازه شم :)

روزیکه تصمیم گرفتم کمتر اینجا بیام ترسیدم که اینقدر با دنیای مجازی قاطی شدم دنیای واقعی یادم بره،ولی حالا میبینم اینجا خیلی هم از تمامی دروغهای دور و برم واقعی تره،بهترین دوستام رو از همین جا دارم،بهترین چیزهائی رو که یاد گرفتم از همینجا دارم ،یه روزی یادمه گفتم بلند فکر کردن شجاعت میخواد ،اهالی اینجا بلند فکر میکنن بلند حرف میزنن و راحت نفس میکشن برای همینه که حرفاشون به دل میشینه،برای همینه که شاید پایه های یه دوستی روی تفکر بنا میشه .

بهر حال اومدم و میگم دلم براتون خیلی تنگ شده خیلی:)

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
RahiL

[ماچ] خوش اومدی خوشگلم. اسمتو به لیست اضافه کردم اگه ننویسی می کشتممممم! [شیطان] راستی از طرف من از پسر خاله/عمه/عمو/دایی ت تشکر کن بابت کامپیوتر! [نیشخند]

RahiL

می کشتممممم = می کشمتتتتت! [نیشخند]

نرگس

سلام عزیزم. خوبی؟ خیلی وقت بود که ازت هیچ خبری نداشتم. خوش میگذره؟ دلم خیلی خیلی برات تنگ شده.[ماچ][گل]

corona

سلام به روي ماه ات. خوش اومدي. با اون بخش "اينجا جائيه که آدماش بلند فکر ميکنن و راحت نفس ميکش" صد در صد موافقم. من هم از همينش لذت مي برم. منتها تا وقتي تو نگفته بودي، خودم هم نفهميده بودم که دقيقاً از چي اش لذت مي بردم. مرسي از يادآوري. بوس [ماچ]

امین

خوشحالیم که اومدی بر گشتی به دنیای مجازی!

کوقه

خواهر ترابی: احتراما اقدام شایسته تان را ارج می نهیم ...

شاپرک

خوش اومدی فاطی جونم. بنده به دت در انتظار نوشته هاتونم![ماچ][قلب]

RahiL

چی شد پس؟ یعنی اگه ننویسی هااااااااااااا!!!!!!!!!!!!

شاپرک

عیدت مبارک گلم[ماچ][قلب]

پندار

سلام بر دوست نازنینم فاطی عزیز. خوب دنیای مجازی هم بخشی از دنیای واقعیه. به نظر من دنیایی که باعث میشه افکار و عقایدت رو راست و ریست کنی و مرتب و منظم کنی و بنویسی و با بقیه share کنی، دنیایی که به قول قشنگ خودت تو رو به خودت نزدیکتر میکنه و خودتو به خودت میشناسونه، که میتونی توش ببینی دیگران چطوری به قضایا نگاه میکنن و با اندیشه هاشون بدون سانسور آشنا بشی، که بازم به قول خودت اهالیش بلند فکر میکنن و بلند حرف میزنن و راحت نفس میکشن دیگه کجاش مجازیه؟ به نظر من این دنیا حتی از دنیای واقعی هم واقعا مفیدتر و واقعی تره. تو کدوم دنیا میتونی هرچه که تو ذهنت هست رو خالی کنی بیرون؟ کجا میشه بدون ترس از اعتبار و هویت و دیدگاههای قضاوتگر اطرافیان مطلقا خود خودت باشی؟ ... به هرحال چه مجازی چه واقعی چه وبلاگی، welcome back. [لبخند]