تعطیلات

چایی تازه دم کردم،ساعت ٣ که بهش میگن بامداد و من میگم نصف ِ شب،لذت میبرم از این شب بیداری به شرطی که فرداش تخت تا لنگ ظهر بخوابی،یه چیزی هست به اسم نظم که من مدتهاست کاری باش ندارم ،یعنی خیلی خودم رو درگیرش نمیکنم،امسال تصمیم گرفتم یه ذره باش آشتی کنم،یه ذره مجبورم به ساعتهام و کارام نظم بدم،این روزام دارم alreadyبا بی نظمی هر چه تمامتر از زندگی لذت میبرم.


 پ.ن1:password این blogrollingمحترم رو مثل password ،ارکاتم فراموش کردم،لینکای این بغل نه درست شدن نه سروسامون دارن این روزام که فونتشون به آدم دهن کجی میکنه و من نمیدونم چکارش کنم.

پ.ن2:اول هر سطر میره نمیدونم کجا منم مجبورم با این چپ چین گرامی پستام رو هوا کنم.وبلاگمم با نظم حال نمیکنه:))

/ 4 نظر / 3 بازدید
تینوش

already!!!!!منظورتون( قبلا)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من و بابک

سلام. عیدت مبارک. من وبلاگم را راه انداختم و آدرسش رو برات گذاشتم. تو هم باید یک دستی به سر و گوش اینجا در سال جدید بکشی. این پرشین بلاگ مزخرف رو ول کن و یک وبلاگ جدید تو وردپرس درست کن.

شاپرک

تو اگه با نظم آشتی کنی من حداقل ده سال بیشتر زندگی می کنم.[نیشخند][ماچ]

haleh

هنوزم خوابي؟ د بنويس ديگه خواهر . پيلييييييز؟؟