نرم و سبک ورها

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

آروم پاهاتو میذاری زمین،انگاری که داری میرقصی،با نوک پنجه ،نرم وسبک،اصلاً وزنت رو حس نمیکنی،انگاری که توی هوا معلقی،دونه های بارون تک تک به صورتت میخوره و پوستت رو نوازش میده،صورتت رو رو به آسمون میگیری ،با تعجب نگاه به مردمی میکنی که با نگرانی زیر چتر و سرپناه میرن و اونام با تعجب نگاه ه تو میکنن! نگاهها اذیتت نمیکنه حس میکنی که نامرئی هستی!توی وجودت یه حس رقص رو هنوز داری،توی ذهنت توی یه پیست بزرگی و نرم ورها داری میچرخی و میرقصی!

با چشمای براق و مهربون و نافذش نگاهت میکنه و بهت میگه:

-         قشنگم!برخلاف جریان آب شنا میکنی،این راهیه که خودت انتخاب کردی،خواستنت بوده،و این تاوان داره!

بهش میگی،وقتی 20سالم بود فکر میکردم دیگه بزرگ شدم ما نشده بودم،با خودم میگفتم 25 سالم بشه دیگه بزرگم،25 هم شد دیدم نه!گفتم 27و28 سالگی دیگه بزرگ شدم  جدی به زندگیم فکر میکنم،حالا 28 سالمه و هنوز همونم!

-من 48 سالمه و هنوز بچه ام ،ماها هیچوقت بزرگ نمیشیم،منتظر نباش هیچوقت بزرگ شی،به قول خودت ما اجق وجقیم!

باد توی موهات میپیچه،با خودت میگی،چه خوبه آدم یکی رو داشته باشه که گوشش کنه،بدون اینکه نصیحتش کنه،یا محکومش کنه،یا زیر ذره بین بذارش یا تکرار گذشته هاش بشه یا حتی براش نگران شه،خوب گوش بده وحرفاش انگاری بلند فکر کردن کلماتی باشه که خودت جرات گفتنش رو به خودت نداری و چه خوبه که "خود"تو باش حرف میزنه!

-هر نسیمی که میوزه هرکسی براساس حساسیتش از اون نسیم بهره میگیره،یکی بیشتر یکی کمتر،ولی نسیم میگذره،بابائی!

میدونی که حرفاش از جنسیه که بهش اعتماد داری،نمیدونی استاد بهش بگی ،پشتیبان بگی یا محرم اسرار!

هنوز داری از راه رفتنت لذت میبری،شاید این همه لذت برای اینه که عجله ای نه برای رفتن داری ونه برای برگشتن،میخواهم فقط برم سرخوش،سبک ورها!

 

*ببينيد.

 

/ 33 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
vesta

من بس که گوش کردم به حرفهای مردم دچار افسردگی شدم. گاهی هم بد نيست آدم يکذره نظر بده یا با پشت دست بزنه تو دهن بعضی ها!!! من عادت دارم وقتی کسی يک اشتباه ميکنه چون ديگه کاريه که شده دعواش نکنم و کسی رو نصيحت نکنم ولی حدی داره مادر!

javad shokri

سلام.خوبی....بزرگترين گروه منتقدين ايرانی در حال تشکيل است......برای اطلاعات بيتر به وبلاگم بيا

چاووش

سلام. منظورم اين بود که متاسفم از اینکه زياد ازش فاصله ندارم!! راستی چرا آپ نميکنی؟ دلمون جوجو شد!! جيک جيک جيک...

فاطی

:))) فعلاً نطقم کور شده !

چاووش

اختیار داری! اینجا که سهله ، هر کجای دنیا که باشم دلم پیش دوستای عزیزمه که گل سر سبدشون شما هستید. در مورد نطق هم از قدیم گفته ند خلاف راه صواب است و نقض رای اولوالالباب که ذوالفقار علی در نيام و زبان فاطی در کام!!

سعید

بعد از حدود دو ماه..... سلام !

همشهری کاوه

خوبه که از کاری که می کنه لذت می بره، حالا هر سنی که می خواد باشه .... این کلیپ هم خیلی رمانتیک می زد ...... راستی من توی مسنجر برات آف گذاشتم، دیدی؟

atash

I just read your comment in farahmand's weblog about " حس زيبايی که امروز داشتی" it was beautiful. i wish u would have wrote more about it inur weblog. i so want to get to that point and get that feeling too all the best

فاطی

آتش جان ممنوم:) نميدونم چرا نميتونم بعضی چيزا رو راحت اينجا بگم ،شايد بعضی حرفا تعداد مخاطباش خيلی کمه اونم به فرهمند گفتم شايد چون فکر ميکردم فقط اون بدونه چی ميگم و حالا خيلی خوشحالم که يکی ديگه هم حس پيدا کردم:)

فاطی

نه کاوه جون آفلاينی ازت نداشتم:(