تاریکی و روشنائی

خیلی جالبه که همه چی در شب یه جور دیگه است،حتی تصورات و افکارمون،یه جرقه های درخشانی ذهنت میزنه که خیلی به نظرت بکر میاد،چشمات رو باز نمیکنی تا صبح همه اش رو بنویسی،اما همین که صبح میشه نور تموم اون جرقه ها رو بی رنگ کرده!!!!

با خودم فکر میکردم تموم حسها و آگاهیهای ما هم در پرده ای از شب اند و چه قدر خوبه که بشه اونا رو توی درخشش نور دید ،اونوقته که دیگه میتونیم با اطمینان ،واقعیتشون رو بفهمیم!

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوان

سلام سعی کن شب فکرنکنی تاتمام فکرهای قشنگت بابرق ونور خورشيدنپره

بامشاد

بالاخره پونزدهم شدم !!! ممنون از کامنتت...منم موافقم.

تو

من هم شب و ستاره ها رو خيلی دوس دارم و آرامشش رو

قهوه چی

يک زمانی توی کتابفروشی کار ميکردم. يک آقايی آمد و از من کتابی برای حل مشکل اش خواست. مشکل اش اين بود که ميگفت شب وقتی ميخوابم و چراغ را خاموش ميکنم کلی شعر توی ذهنم می آيد. همين که چراغ را روشن ميکنم تا آنها را بنويسم همه شعرها از ذهنم می پرد!! خلاصه من هر چه تلاش کردم نتوانستم کتابی مناسب به او معرفی کنم! ولی به نظر مياد اين موضوع کمی تا قسمتی شايع باشد.....شايد بتوانی يک کتاب در موردش بنويسی

طيبه

آره آدم توی شب يه حس و حال ديگه ای داره.

طيبه

يه چيزی بگم. من تنهايی توی يه شب تاريک از وحشت سکته می کنم. همش صداهای جورواجور مياد. ولی اگه کسی باشه و سکوت همه جا برقرار باشه. حس خوبی داره.

احسان

راستی شبها سوء تفاهم هم زياد پيش مياد

Aries Pisces

۱۰۰٪ موافقم...چيزی که خودم بارها تجربه کردم.

شيرين

يه جوری برام کامنت گذاشته بودی که آپديت کنم که فکر ميکردم حالا که بيام اينجا دست کم ده تا پست نوشته ای !‌ بابا تو هم که تنت به تن تنبل ما خورده !

طيبه

فاطی جون منو خشمناکی / خب روزه بايد پاک سازی درون باشه . نه اينکه انقدر باعث ناراحتی ديگران بشن. من همينو گفتم./ ياد موبايلم يا ياد اس ام اس