اگه نامرئی بودم-بازی وبلاگی

نمیدونم چرا هر وقت به نامرئی شدن فکر میکنم ،فکر میکنم باید بال هم داشته باشم و فقط باید نامرئی بود که پرواز میکنهچشمک 

اگه نامرئی میشدم به تموم جاهائی که دوست داشتم ببینم میرفتم،به تموم کشورهای دنیا یه سری میزدم،یه جوری هم تلاش میکردم گرین کارتم رو برای روز مرئی شدنم بگیرم:))

اگه نامرئی بودم میرفتم پیش کسانی که دلم براشون تنگ شده،میرفتم و بدون اینکه ببیننم یه دل سیر نگاهشون میکردم،باشون یه روزی رو سپری میکردم و بی سر و صدا برمیگشتم.

اگه نامرئی بودم دلم نمیخواست توی هیچ جا سرک بکشم،کلی بهش فکر کردم ولی اصلاً یه ذره نه حس فضولی نه کنجکاوی نه هیچ دیگه نخواست که چیزی بیشتر از اینکه حالا میدونه بدونم.همینجوری هم روز به روز حس خوشبینیم رو آدمهای اطراف دارن نابود میکنن دیگه دلم نمیخواست با دیدن دوروئی و دروغهائی درد بیشتری بکشم،همین حس ششمم اتفاق نیفتاده رو بهم خبر میده برای 7 پشتم بسه:))

یادمه خیلی بچه که بودم یه روز فکر کردم چقدر بده که آدم فقط از فکرای خودش خبر داره و نمیتونه بفهمه بقیه به چی فکر میکنن،اما حالا میدونم علتش این بوده که ما همینجوری آدمها رو ببینیم خیلی بهتره تا بدونیم توی فکرشون چیه شاید اونوقت اگه میفهمیدیم از این همه تفاوت دق میکردیم!

دوست داشتم اگه نامرئی میشدم میتونستم با روحها در ارتباط باشم،میتونستم اونهائی که دیگه نیستن رو هم ببینم،اینجوری شاید دیگه هیچوقت مرئی هم نمیشدم.

اگه نامرئی بودم به بچه هائی که توی خیابون ها کار میکنن کمک میکردم ،نمیدونم شاید مثل سروش و لیلا از پولدارها بر میداشتم و میریختم توی جیب اینها.

اگه نامرئی بودم هر جائی که دستی بلند میشد تا مظلومی رو بزنه دستش رو میشکستم.

اگه نامرئی بودم سر جلسه امتحانها میرفتم و کلی تقلب به بچه میرسوندم.

بسه دیگه همین بهتر که مرئی ام...

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تینوش

[هورا]به چه عجب تشریف آوردین[ماچ]

شاپرک

اگه نامرئ شدی از جلو قهوه فروشی رد نشی. یه وقت لو میری![نیشخند][زبان]

کوقه

اا تينوش ! سلامممممممممم مباركههههههههه[نیشخند]

کوقه

اا تينوش ! سلامممممممممم مباركههههههههه[نیشخند]

رها

سلام. راستش من دلم نمی خواد نامرئی بودم یه وقت دیدی اصلا مرئی نشدم![نیشخند] اونوقت اگه آدم مریض بشه دکتر نمی تونه ببیندش[زبان] بگو مگه حالا که میبینه چیکار می کنه؟[قهر] آی گوشم[گریه]

شیوا

چرا نامرئی؟ دوست دارم مرئی تر بودم حال همه ظالما رو با قدرت بیشتر می گرفتم!![عصبانی][عینک]

شاپرک

قربونت برم! عشق که بلدیت نمی خواد. به نظر من یه حس بالقوه است که در شرایط خاص بالفعل میشه. اون شرایط خاص هم میتونه برا هر کسی پیش بیاد. پاش بیوفته تو عاشق تری!!!![زبان] [ماچ][قلب]

پندار

ولی من اگه نامرئی بودم... آره منم همون بهتر که مرئیم ها ها ها.

تینوش

مرسی آقای کوقه.ایشالااااا روزی برای شما