شمع

هيشكی نميفهمه كه شمع داره ذره ذره آب ميشه،نورش رو ميبينن و نميدونن كه اينكه نورش بيشتر شده چون اشكاش زيادتر شده،چه حيف وقتی نورش تموم شد،خاموش شد !اونوقت تازه ميفهمن كه ديگه نيست!وقتی كه ديگه خيلی ديره!

/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
SA

کمی دیوانه‌بازی تا حدی جلف: ۱.سایکوآنالیز: من الان یه شمع می بینم که هی می سوزونه خودشو، هی یواشکی می گه: من دارم می سوزم ها، دارم تموم می شم ها، دیگه نخواهین داشت منو ها، نگی که نگفنم! ......۲.حالا گذشته از شوخی، ببین بیرون از خود آدم نیست چیزی. دیگران سایه ن، از این نظر که نفس بودن و لذت بردن ما ناوابسته‌ست به اونا، ربطها رو ما در ذهن می سازیم، و بعد اسیرشون می شیم. انگیزه‌های مختلفی برای کارهای مختلف هست، کم‌ارزشترینشون شاید، انگیزه «به خاطر دیگران» باشه، چون یه رگهء ظریف «لطفا مرا ببینید» و «قدر منو بدونین ای بی چشم و روها» درش هست. به قول بودا: نوری به سوی درون خود باشید. اگر هنری داره این شمع، روشن بودنه بی روشنگری. (توجه: احتمال بسیار دارد که این افاضات تراوشات مغزی آشفته باشد. شنونده عاقل باشد.)

Fati

آره بات موافقم ولی اينا رو يه شمع گفته اصلاْ به من چه

RahiL

تا بوده همين بوده ديگه آبجی! چاره چيه؟ هيشکی نوفهمه!

SA

آقا من برگشتم اینو بگم: این جمله‌ها رو با لحن کلاه قرمزی بخون، خــــــِلی می‌چَبسه: من دارم می سوزم، دارم تموم می شم ها، دیگه نخواهین داشت منو ها، نگین که نگفنم!...لطفا مرا ببینید...قدر منو بدونین ای بی چشم و روها...

سعيد

باور کن خيلی ها هم اصلا نمی فهمن که شمعه نورش تموم شده. . . اصلا يادشون نبوده که شمعی هست که برای نبود نورش نگران شن.

هاجر

فاطی باز برقتون قطع شده؟؟؟؟؟؟؟

هاجر

شوخی کردم به دل نگير. من قاط زدم فعلا.

امیر

اشک ها، هميشه، پيغمبران آيه های تازه تطهيرند....فاطی جان!در عالم ،رازی هست که فقط به بهای سوختن وخاموش شدن فاش می شود.

گون

... کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش ...